تقدیم به روح بلند خانم صالحی. مربی مهربان کانون

ندارد تاب، باغ مهربانی ها فراقت را
چنین، وقتی که می بیند به رفتن اشتیاقت را
چه باید داد پاسخ کودکان ناشکیبا را
که می گیرند هر روز خدا از ما سراغت را
مگر شور بهاری داشت با خود جان مشتاقت؟
که می آورد در شورش چکاوک های باغت را
به دورت کودکان تا حلقه می بستند با شادی
به شهر قصه می گرداندی از مهرت کلاغت را
همه امید در دل داشتیم و بر زبان راندیم
نبیند چشم دلبند تو تا صد سال داغت را
تو خاموشی ولی مهر تو قامت خم نخواهد کرد
که روشن داشت باید تا قیامت چلچراغت را
از این پس عطر یاد تو به باغ مهربانی ها
کند سرشار از سرزندگی گل های باغت را
یک جا آوردن روی «ق»و«غ»به خاطر یکی بودن مخرج در زبان فارسی آگاهانه است
هشتم مهر نود و یک -کارن تبری
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت توسط کارن
|
علی مراد خرمی(کارن Karan) - شاعر پژوهشگر و دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه مازندران