به بهانه ثبت خانه استاد بنان

کاروان.دانلود آهنگ اجرای ۱

 سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

آنچه خود داشت  ز بیگانه  تمنا می کرد

هفته پیش  باخبر شدیم خانه استاد بنان در نور در فهرست میراث فرهنگی کشور ثبت شد. خبر خوشحال کننده ای بود و  دست اندرکاران این سازمان  را سپاس باید گفت.  شاید این خبر برای بسیاری از رسانه های استان  آنچنان پر اهمیت نبود که بهانه ای برای معرفی بیشتر این استاد آواز به مازندرانی ها باشد.

شاید بسیاری از فرهنگ دوستان استان نیز از شنیدن این خبر شگفت زده شده باشند و این پرسش در ذهن آنان پدید آمده باشد که: «مگر استاد بنان مازندرانی بود؟» هنوز نیز برخی گمان می کنند این هنرمند بزرگ نیز مانند بسیاری از هنرپیشگان ویلایی درشهرستان نور داشته است.

به یاد دارم هنگامی که به دوستان و همکاران نوری خودم می گفتم : «استاد بنان نوری است» با شگفتی و نا باوری به من نگاه می کردند.

آنان حق داشتند زیرا در زندگی نامه هایی که برای ایشان نگاشتند. کمتر به تبری بودن استاد اشاره شده است.  در دهه هفتاد کلیپی از تصنیف « الهه ناز» استاد با تصاویری در باره  مشکل اعتیاد در خانواده ها از سیمای استانی پخش می شد. خوشبختانه بعدها درپی اعلام ناخوشنودی مردم،  این کلیپ اصلاح شد و تصنیف هایی مانند «کاروان» و « ای ایران» با تصویرهای مناسب تری پخش شد، که باز هم جای سپاس دارد،.اما من ندیدم رسانه های نوشتاری و صدا و سیمای استان، گام  ویژه و مناسبی برای معرفی استاد برداشته باشند.

ناگفته نماند که  غلامحسین بنان، استاد خوشنام و نجیب آواز ایرانی، در تهران دیده به جهان گشود اما وی فرزند بنان الدوله نوری ، از بزرگان زمان قاجار است و خانه او هم اکنون در روستای انگرود شهرستان هنرمند پرور نور، در شمار آثار فرهنگی است.

در هنگامه درهم  و برهمی که رسانه های بی در و پیکر جهان برای چپاندن فرهنگ های داشته و نداشته خود در باور مردم برپا کرده اند و کشورهایی چون «کره» که تا سده پیش بی نام ونشان بوده اند دزدیده هایی از تاریخ و فرهنگ  کشورهای کهنی چون ایران را در چهار چوب سریال های  جذابی مانند «یانگوم» و «جومونگ» به نام خود ثبت می کنندتاثیرش نیز تا آنجاست که برخی ازفرزندان ایران زمین هوس می کنند چشمانشان را بادمی کنند و سوپ قورباغه و خوراک لاک پشت بخورند. کشورهایی چون ترکیه شاعران و هنرمندان بزرگ ما را مصادره می کنند،  رسانه های ما توجه شایانی به بزرگان ما ندارند. مورخین، مفسران، عرفا ، فقها و دانشمندانی چون : تبری، ابن شهرآشوب ساروی ، علی ربن تبری، قصاب آملی، طالب آملی، ستی انسا، مرزبان رستم را کمتر کسی می شناسد چه رسد به این که از مازندرانی بودن هنرمندان بزرگی چون هدایت و بنان و فرهنگ شریف و حبیب اله بدیعی و پریسا واعظی و دیگران خبر داشته باشند. در این میان هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی که بچه سر راهی  هستند و جایی  در رسانه های ما ندارند. البته همه این برشمردگان ، خوش نام، نجیب و خانواده دار بوده وهستند.

براستی چند نفر در استان از تاریخ تبرستان اطلاع نسبی دارند، چند نفر می دانند مازندرانی یا تبری زبان است و لهجه نیست. چند نفر می دانند: بزرگمهر که به دانای پارس معروف است، تبری بود. چه کسانی می دانند ربن تبری از بزرگ ترین استادان دانشگاه جندی شاپور بوده و پسر دانشمندش علی ربن تبری نخستین کتاب پزشکی ایران را نوشت که این کتاب اصلی ترین منبع بوعلی سینا بوده  است. چه کسی می داند ستی النسا آملی پزشک زن  مازندرانی چهارصد سال پیش  در پی  برادرشاعرش طالب آملی به هندوستان سفر کرد و در آنجا فرهیختگی و نجابتش  مورد توجه شاه جهان قرار گرفت و شاه تربیت فرزندان خود را به او سپرد.

  برای بزرگ داشت نام بسیاری از این بزرگان گامی برداشته نمی شود. همایشی برگزار نمی گردد ومدرسه، موسسه یا خیابانی به نامشان نامگذاری نشده است. در نتیجه مردم اینان را نمی شناسند. ازاهمیت و شکوه تاریخ، فرهنگ و زبان خود بی خبرند. پس چگونه می توان چشم داشت که جوانان ما به فرهنگ خود متکی باشند و در برابر هجوم بی امان این همه اطلاعات هدفمند درست و نادرستی که از رسانه های بد خواه بیگانه و دستگاه های فرهنگی و رسانه های سهل انگار خودی بر سزشان خراب می شود پایداری کنند و سپر نیندازند.

اگر خدا بخواهد از این پس تلاش خواهم کرد هر از چند گاهی برخی از این بزرگان را معرفی کنم