گوهر گم شده ی آذربادگان2

تاریخ ارسال : جمعه بیست و هفتم مهر 1386 - , در دسته بندی : با

 

 

پاسخ به گلایه ی یک هم وطن آذری

 

یک هموطن آذری با نام "روهولا"سه پیام گلایه آمیز گذاشتندکه ضمن سپاس از ایشان باید به چندنکته اشاره کنم:

1:من از ایرانیان سخن گفته ام نه از پارس ها

2: در باره ی پیشینه ی پارس مورخان یونانی پیش از میلاد چون هرودت و گزنفون و... سخن گفته اند و آثار باستانی به دست آمده گواهی داده اند.

3: در باره ی خوی ترکان تاریخ گواهی داده است نه من-بیشتر این کتاب ها نیز به دستور شاهان ترک نوشته شده است زیرا آنان به خوی خویش می بالیدندوهدفشان هم این بود که در دل مردم وحشت ایجاد کنند.خون ریزی و فساد وتباهی و ویران گری غزان وسلجوقیان و ترکمانان وتیمور لنگ را نمی توان انکار کرد-مناره ساختن با سر مسلمانان-تجاوز به زنان ودختران مسلمان و نمازشکر به جا آوردن- ویران کردن وشخم زدن شهر ها و آبادی ها خاک در دها ن دانشمندان کردن-سد کردن راه دانش های سودمندچون فلسفه و شیمی وگسترش دادن صوفی گری و اوهام پرستی وخرافات گرایی راخودشان با افتخار بر پیشانی تاریخ نشاندند .

گرد آمدن دانشمندان وگسترش دانش در زمان سامانیان را بازمان سلجوقیان مقایسه کنید0.من درک نمی کنم چرا می خواهید مردم غیرتمند، بافرهنگ وسرافراز آذری و آرانی را به ترکان ببندید.

دوست عزیز، من نه نژاد پرستم نه خود را پارسی می دانم .کیست که بتواند ادعاکند آریایی نژاده واصیل است؟چنین ادعایی پوچ خواهد بود.

زترک وزدهقان واز تازیان /  نژادی پدید آمد اندر میان

نه ترک و نه دهقان نه تاز ی بود / سخن ها به کردار بازی بود

این فردوسی من که می گویید فردوسی شما هم هست.فراوان تر بودن واژه ی ترک وترکان در شاهنامه از واژه ی پارس و پارسیان نشانه ی برتری ترکان نیست فراموش نکنید که حضرت زرتشت (ع) نیز آذری بود ودرمبارزه با موهوم پرستان تاراجگر به دست ترکان شهید شد.

4-من شما و دیگر اقوام این سر زمین ایرانی هستیم وبس.اگر دست به قلم می برم تنها به این علت است که می بینم پان ترکیست ها نا آگاهان را تحریک می کنند وکسانی مانندزهتابی و رحمانی فر با ترک خواندن شاعرانی چون مولوی ونظامی و....بادلایل واهی چون "بی تردید در سده های چهارم و پنجم وششم شاعران ترک زبانی وجود داشتند که سروده ها یشان از میان رفته است"،یا باادعای شگفتی چون "ایران و گرگان و...واژه های ترکی هستند،به ترکیه کمک می کنندتابادزدیدن هویت دیگران هویت خود ساخته ودروغین خود را بپروراند.پان ترکیست های جمهوری آذربایجان نقشه ای را منتشر کرده اندوآذربایجان ما را به خود پیوند زده اند.

5-آیا این جهان گردان سده های یاد شده که گفته اند زبان آذریان گونه ای از فارسی است واز زبان تر کی نام نبرده اند سادیسم داشته اندکه یکصدا دروغ بگویند؟یا فرق ترکی و فارسی را نمی دانستند؟

6-اگر شما ترک هستید وخودرا هم نژاد با چینی ها وژاپنی ها و کره ای هاومغول ها (قصد توهین ندارم. رحمانی فر و زهتابی درکتاب "تاریخ دیرینه ی ترکان ایران" گفته اند)وازبک ها قرقیزها وقزاق ها و می دانید، پس چرا همشکل آنان نیستید.چرا چشم وبینی ورنگ پوستتان مانند آنان نیست؟

7- شما که همه ی ایران از آن شماست چرا می خواهید به آذربایجان بسنده کنید؟رهبر ما آذری است.دولتمردان آذری هم پس از انقلاب کم نبودند. خوب هم کار کردند.از موسوی اردبیلی گرفته تا میر حسین موسوی و دکتر مرندی و...

ریشه وفلسفه ی لطیفه های ترکی

گفتیم که ترکان فرارودان(ماورا النهر)تا سده ها پس از پراکنده شدن در ایران ازدانش خواندن و نوشتن بی بهره ،شهریاران وسپا هیان آنان نیزبی سوادوگریزان از دانش بودند،هنر آنان چنان که در سروده ها نیز بدان شهرت دارند جنگ وغارتگری بود .این مردم بیابان گرد ،بدوی وبی سواد دربرابرایرانیان که متمدن ،هنردوست وهنرمندبوده اند،ساده ومردمی دور از اندیشه می نمودند، از این رو برخی کارها ازآنان سر می زد که از دید ایرانیان خنده دار بود،ایرانیان چنان که خوی آنان است، دست به گونه ای مقاومت منفی زدند وبا ساختن وپراکندن لطیفه ها که تا اندازه ای ریشه در واقعیت هم داشت،به دست انداختن ترکان مهاجم پرداختند.این خوی تا امروز بر جای مانده است (که باید گفت امروزدیگرشایسته نیست )آذریان عزیز که به خطا خویشتن را ازترکان می شمارند،به خود گرفته میرنجند.بایدگفت:نادانی وسادگی ویژه ی ترکان آن روزگار است که بیگانه شمرده می شدندوبه آذریان ماد، حتا ترکان امروزکه هوشمند ،شریف وبی تردید ایرانیند،ربطی ندارد.

دوباره می گویم : امروزملت ایران رااقوام گوناگونی می سازند،که درسرزمین پاک ایران زندگی می کنند وایران را وطن خویش وپاره ی تن خود می دانندواز جان دوست می دارند.دیگر به راستی زمان نژاد پرستی کور وتعصب بی جا گذشته است.چنان که مولانا می فرماید:

   سخت گیری و تعصب خامی است    تا جنینی کار،خون آشامی است  

 

واژگان ترکی مهمان

دوشیزه یا بانو فاطمه کرمی درخواست کردندکه به واژگان ترکی مهمان در زبان فارسی اشاره شود.در این جا  برخی از معروف ترین آن ها را آورده ام

آبجی :( آغا باجی)-خواهر بزرگ

آغاسی: سرور بزرگ

آغل: اسطبل

آقا(ترکی مغولی) : سرور خواجه

آلاچیق: کلبه

اتاق : خانه

اردو:(ترکی - مغولی) گروهی چادر زدن

ارسلان(اصلان): شیر

الاغ: چهارپا-خر دراز گوش

ایل:(ترکی مغولی) قبیله

بشقاب: دوری

بیرق: درفش- رایت

 پرچم: درفش                                                                     

تومان :(ترکی مغولی) ده هزار(برابر با ده هزار دینار)

چاپار : پیک

چاخان: نیرنگ باز

چپاول: تاراج

چپو: شبیخون وتاراج ناگهانی

چخماخ: آتش زنه

خاتون:بانوی بزرگ

خان: سرور

خانم (ت،م)      : سرورم-بانو

داداش: برادر

دیلماج :  مترجم

غاز: مرغابی بزرگ

غدقن) :)قدغن - -ترکی مغولی): ممنوع کردن- بازداشتن

قاب: چارچوب

قابلمه: دیک

قاتق : خورشت-ماست

قاچاق: تر دستی وارد کردن کالای ممنوع

 

قاراشمیش : درهم- مخلوط

قاشق  : کفچه

قالپاق: کاسه ی فلزی-کلاه پوستی ترکان

قالتاق: زین اسب

قایق: بلم- زورق

قرق: خشک

قرقاول: تورنگ- تذرو

قشلاق:(ترکی مغولی) گرمسیر

قلدر: (ترکی مغولی) زورگو

قنداق:پیچه ی بچه

قوچ:گوسفند کوهی

قورباغه:

قورت:بلعیدن

قورمه: گوشت ریز شده ی تفت داده شده

قوش:بازشکاری کوچک

قیمه:(ترکی مغولی )گوشت خرد شده

یراق:(ترکی مغولی) ابزار- قفل و لولا-زین وبرگ اسب

یقه: گریبان

یواش:(ترکی سغدی) آهسته

یورتمه: نوعی راه رفتن اسب

یورش: تاخت و تاز

ییلاق: سردسیر

 


گوهر گم شده ی آذربادگان 1

تاریخ ارسال : پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 - , در دسته بندی : با

 

زانو زدن قیصر روم در برابر شاههنشاه اشکانی(نگاره ی کرمانشاه)ا

 

زبان راستین آذری

همی تاز تا آذر آبادگان       به جای بزرگان وآزادگان                  

فردوسی          

 

  "نام ترک به عنوان قومی بدوی نخستین بار در قرن ششم میلادی دیده می شود"(فرهنگ معین)

ویژگی ظاهری این نژاد پوست زرد-بینی کوبیده وچشمانی کشیده(بادامی)است.زبان این مردم"ترکی" ازدسته ی زبان های "آلتایی"است.

زبان شناسان زبان های مهم وشناخته شده ی جهان رابه سه دسته ی بزرگ زبان های هند و اروپایی(هندی فارسی-وزبان های اروپایی) زبان های سامی (عبری-عربی-سریانی)-زبان های آلتایی(چینی- ژاپنی-کره ای-ترکی ومغولی)بخش کرده اند..هریک از این گروه ها -از نظرساخت - باهم تفاوت ریشه ای دارند.این دسته بندی نیک نشان می دهدکه زبان ترکی هیچ نسبتی با زبان های آریاییان- که مادهای آذری بی تردید ازآنانند- ندارد."تمامی کشفیات باستان شناسی وسنگ نبشته هاوکتابهای مقدس اوستاوتورات وآثارمورخان یونان باستان مانند هرودوت واسترابون وگزنفون ومحققان باستان شناس  همچون ویل دورانت ودیاگنوف و...اومستد ریچارد فرای-گیرشمن-آلبرماله وژول ایزاک و دولاندن...کریستین سن..ودایره المعارف های بریتانیکا وآمریکانا همچنین محققان وتاریخ شناسان مثل دهخداوپورداوودوملک شعرا و عنایت الله رضا و معین ودیگر محققان معاصر همگی درمورد ایرانی بودن وآریایی نژاد بودن مادها(آذربایجانیان)اتفاق نظردارند."(غلام رضاانصاف پور-ماهنامه ی آناهید-ش2سال نخست ص34)

 به گواهی بسیاری ازپژوهندگان وتاریخ نگاران سرشناس مانندتبری-یعقوبی-استخری-بشاری-یاقوت حموی-سمعانی-ابن حوقل-زبان مردم آذربادگان دست کم تا سده ی یازدهم ه ق "آذری"(فارسی پهلوی)بوده است.ابن ندیم از قول ابن مقفع(اواخرقرن  نخست واوایل سده ی دوم ه ق)درکتاب "الفهرست(377ه ق)آورده است"پهلوی زبانی است که مردم سپاهان-ری-همدان-نهاوندوآذربایجان بدان سخن می گویند"  ابن حوقل-گردشگرسده ی چهارم( ه ق)درسفرنامه ی خود نوشته است:"مردم آذربایجان با این که فارسی زبانند عربی را نیک می دانند."بشاری مقدسی در کتاب احسن التقاسیم چون از آذربایجان سخن می راند چنین میگوید:" زبانشان دشوار است-در ارمنستان به ارمنی ودر آران(جمهوری آذربایجان کنونی تاحدود صد سال پیش آران نام داشته است)به آرانی سخن گویند.فارسی شان را توان فهمید.در پاره حرف ها به زبان خراسانی ماننده و نزدیک است.(چاپ لیدن ص 374به نقل از کتاب زبان پاک-کسروی ص108) "حمدالله مستوفی-تاریخ نگارسده ی هفتم وهشتم ه ق درباره ی زبان مردم مراغه وزنجان می نویسد:"زبانشان پهلوی است"

ملک شعرای بهار-شاعر-ادیب وزبان شناس معروف-درکتاب سبک شناسی خویش آورده است:"زبان وخظ پهلوی شمالی خاص مردم آذربایجان وخراسان با پهلوی جنوب وجنوب غربی تفاوت داشته است .همچنین پروفسور اقرار علی اف در  کتاب"تاریخ آتروپاتگان" صفحه ی دوازده              می نویسد:"آتروپاتگانیان ایرانی زبان باتیره های پیشین منطقه که هنوز در استان های شمالی وغربی فلات ایران می زیسته اند،درآمیختندونسلی را پدید آوردند که آذربایجانیان امروزه مستقیما از نژاد آنانند،که در دوره ی عصرهای میانه(قرون وسطی)زبان ترکی را که به سرزمین آنان وارد شد،پذیرفتند"

شاعران بزرگ آذری وارانی(جمهوری آذربایجان کنونی)مانند:قطران تبریزی-نظامی گنجه ای-مهستی گنجه ای-خاقانی شروانی-همام تبریزی نه بیتی ترکی دارندنه خودرازترکان  برشمردنندبلکه ازترکان چون بیگانگان سخن گفته اند:چنان که نظامی درلیلی و مجنون فرموده است:

        ترکی صفت وفای ما نیست         ترکانه سخن سزای ما نیست

        آن کز   نسب  بلند    زاید         او  را   سخن    بلند     باید

.همام تبریزی-شاعر سده ی هفتم وهشتم ه-ق-سروده هایی به زبان آذری راستین داردکه شایان توجه است:

وهار ول ودیم یار خوش بی

اوی یاران مه ولبی مه وهاران

سحرگاهان که دیلم تاوه گیری

چه آهم هفت چرخ آلاوه گیری(مجموعه ی خطی درمجلس به شماره ی900وشماره ی دفتر13724)

یعنی بهاروگل با روی یار خوش است/بی یاران نه گل باشد نه بهاران/سحرگاهان که دلم می گیرداز آهم هفت چرخ آتش می گیرد/

روحی انارجانی-شاعراردبیلی(سده ی 11)نیزسروده هایی به زبان آذری پهلوی دارد کتاب اوبه خوبی رواج این زبان دریده ی یازدهم ه ق را نشان می دهد:

مزیوام مرسام ممانام  /  بی جانت از خدا روام

قدا و بلاتا چینام  /      بکرد و روت گردام(کتاب گویش آذری-رضا زاده ملک ص3و4)

شیخ صفی الدین اردبیلی عارف-نیای شاهان صفوی-نیز سروده هایی به زبان محلی آذری بر جای نهاده است:

موازش از چه اویان مانده دوریم/از پو اویان خواصانپشت زو ریم

دهشم دوش با عرش و به کرسی/سلگان شیخ زاهد چو کان کویم/

 

اویانی بنده ایم اویانی خوانم/اران بوری به براویانی رانم

اویانی عشق شوری در دل من/اننک زندایم چه عشق نالم(بر گرفته از کتاب زبان فارسی در /آذربایجان ص60تا71گردآوری ایرج افشار)

حال انصاف باید داد کدام یک ازاین واژگان به واژگان ترکی ماننده است؟

مدارک بالاوبسیاری ازمدارک انکار نشدنی دیگر به روشنی نشان می دهد که شاید درآذربادگان نیز مانند همه جای ایران آمیختگی نژادی رخ داده باشد اما به هیچ روی نمی توان میان آذریان آریایی نژاد وترکان آلتایی،همچنین جنبش دشمن ساخته ی "پان ترکیسم"که دست پخت ترکیه ای های رومی نژاداست رابطه ی علمی ومنطقی نشان داد.(کشوری که امروزه ترکیه خوانده می شودتاپیش از اسلام امپراتوری بیزانس یا روم شرقی نام داشت،پس از اسلام نیز زبان فارسی راپذیرفت،چنان که مولوی در آنجا زیست وبرای آن مردم که مریدان وی بودند،شعر فارسی سرود)

اما کشوری که هم اکنون جمهوری آذربایجان خوانده می شود،تا سد(صد)سال پیش استان آران ایران بوده است وآذربایجان نام نداشت،روسیه پس از اشغال آن خاک پاک با هدف چنین نیرنگی آنجا را به این نام خواند.

آذریان عزیز باید بدانند :اگرچه زبان اکنون آنان گونه ای ترکی ایرانی شده است،اما نژادایرانی دارندوبه هیچ روی نباید در دام نیرنگ دشمنان گرفتار آیند.

خردمندانه نیست که تمدن وفرهنگ دیرینه وشایسته ی ایرانیان را رها کنندوسنگ نژادی را به سینه زنندکه چشم پوشانه می توان گفت:جای پایی نیکوتر از ما ایرانیان در تاریخ وفرهنگ انسانی ندارند.

اگرسخن بالیدن در میان باشد،آیا بالانر از این است که مادهای آذری وکرد پایه گذارنخستین

شهریاری وتمدن ایرانیان درهگمتانه اندکه بعدها جهان رابه شگفتی وا داشته وبرجهانیان اثرنیکو

 نهاده است ؟                               

 ادامه دارد.............

تا آدینه ای  دیگر بدرود


جنبش دروغین پان ترکیسم

تاریخ ارسال : یکشنبه پانزدهم مهر 1386 - , در دسته بندی : با

 سرباز ماد(آذری یا کرد)در  دوران هخامنشی

 

توگویی زترکان نداری نژاد

 

من به هیچ روی سر تقسیم بندی نژادی از روی نژاد پرستی ندارم.امروزه ایرانی یعنی همه ی مردی شریف از مسلمان و غیر مسلمان-شیعه وسنی-فارس و ترک و ترکمن و کرد و عرب و مازنی و گیلانی و...که شرافتمندانه در این خاک پاک زندگی می کنند.

آذری هارانیز مردم غیرتمندوشریفی می دانم که همواره درکناردیگر مردمان ایرانی دلیرانه و شرافتمندانه از میهن عزیزترازجانشان دفاع کردند.

اما آنچه مرا سخت می آزارد جنبش دروغینی است که دشمنان همیشه ی این خاک مقدس با نام پان ترکیسم به راه انداخته به یاری نا آگاهی برخی از هم وطنان وغفلت آگاهان تخم نفاق وجدایی خواهی می افشانند.

ترکان کیانند؟

ترکان مردم زردپوستی هستندکه در ناحیه ای آسیایی که"از شمال به سیبریه-ازمغرب به بحر خزر{دریای مازندران یاکاسپین}ازجنوب به افغانستان{امروزی}هندوتبت-ازمشرق به مغولستان محدوداست" می زیسته اند. (فرهنگ معین)

کارترکان دامداری وزندگی آنان به شیوه ی کوچ نشینی اداره می شده است واز راه دست اندازی به قلمرویکدیگروغارت وچپاول کشور های متمدن همسایه روزگار می گذرانیده اند.چنان که تاریخ ایران ازدوره ی باستان تاسده ی پیش بارها شاهدحوادثی چون یورش وفرمانروایی ترکان غزنوی-سلجوقی-غزان-مغولان-تیموریان-ازبک هاو...بوده است.

 ترکان از گونه ای آیین  موهوم پرستی وپرستش ارواح پیروی می کردنداما از سده ی سوم ه ق بیشترشان اسلام پذیرفتند.

 

 

آغازآمدن ترکان به ایران

ترکان تا پایان دوره ی ساسانی-به دلیل قدرتمندی و یکپارچگی حکومت مرکزی توانایی عبور ازمرزایران نداشتند دردوسده ی نخستین دوران اسلامی نیز چون مسلمان نبودندپروانه ی گذار از جیحون نیافتنداماپس از پذیرش دین اسلام رفته رفته به نام کنیز و غلام و سپاهی واردخراسان بزرگ شدندوباراه یافتن به دربارسامانیان وپیمودن پله های پیشکاری وسپاهی به کارهایی مانند پرده داری شاه وفرماندهی سپاه رسیدند.الپتگین که یکی از اینان بود ازسستی پادشاهان واپسین سامانی بهره بردونافرمانی پیش گرفت اوبه یاری غلامان ترک پادشاهی غزنوی را در نیمروز(سیستان وزاولستان آن دوره نیمه ی جنوبی افغانستان کنونی)بنا نهاد.این نخستین فرمانروایی ترکان در ایران بود.

سامانیان که پاسداران راستین فرهنگ ایرانی بودند به دست غلامان ترک ازمیان رفتندوبیگانگان فرومایه که بهره ای از دانش وفرهنگ نداشتند بر اورنگ شاهی ایران زمین نشستند.چنان که فردوسی سروده است:

          شود بنده ی بی هنر شهریار            نژاد و بزرگی نیاید به کار

به گواهی تاریخ بیهقی محمود غزنوی در یک خطای تاریخی پنجاه هزارنفرازترکان فرارودان(ماوراالنهر)را-که از تنگنای سرزمین ونبود چراگاه نزد او شکایت کرده بودند- پروانه ی کوچ به کرانه های نیشابور داد.این ترکان رفته رفته برابر خوی دیرینه ی خویش به نیشابوریان دستبردزدندونیشابوریان به ستوه آمده از دربار غزنوی دادخواستند.شاه سپاهی به گوشمالی ترکان روانه کرد . ترکان آگاه شدندونخست به سپاهان(اصفهان) وسپس به آتروپاتگان(آذربایجان)گریختند.شاه آن دیار- وهسودان- که با شدادیان  کشمکش داشت ترکان را به امید یاری در آن جا نشیمن دادواین سرآغاز نشیمن ترکان در آذربادگان بود.بعدهاترکان با آذریان نیزهمان کردند که بانیشابوریان.

غزنویان به دست ترکان سلجوقی برافتادندازآن پس بود که سیل قبیله های ترک به ایران سرازیر شدو اندک امید فرهنگ دوستان ایرانی به نا امیدی گراییدزیرا شاهان سلجوقی بی سواد- تنگ چشم(متعصب)وبه دور ازفرهنگ بوده اند-که تاریخ خود بهترین گواه برفرومایگی ایشان است.-آنان آشکارا به تباه کردن فرهنگ ژرف ایرانی پرداختندو به بهانه ی ناسازی با دین آیین های شایسته ی ما را فرو کوفتندودانش را در کلام اشعری وتصوف محدود کردند.تباهی آنان و ترکان خوارزمشاه زمینه را برای هجوم مغولان آماده کرده ویرانی را به اوج رسانید.

پس از حمله ی مغول ترکان سلجوقی روم(ترکیه امروزی)و آذربادگان که شاهان آن سامان بودند راه سازش پیش گرفتند وماندگار شدندوتا روزگار دراز فرمان راندند. پس از آنان نوبت ترکمانان" آق قیون لو" و" قره قیون لو" فرارسید.

درازی فرمان روایی ترکان برآن سامان به همراه نبود حکومتی یکپارچه وقدرتمند در ایران کم کم زمینه را برای دگرگونی زبان آماده کردوازسده ی دوازدهم زبان ترکی( ترکی  تراش خورده با  سلیقه ی لطیف ایرانی وگرنه ترکی خود برپایه ی  خوی خشن بیابان گردان سخت نا هموار می نماید)جای زبان بومی آذری را گرفت.

                                                                              ادامه دارد.......


سلام

تاریخ ارسال : جمعه ششم مهر 1386 - , در دسته بندی : با

 

انشا،ا...درآینده درباره ی این پرسش ها گفت وگو خواهیم کرداماخوب است پیش ازآن شماهم دراین باره بیندیشیدودیدگاه خودرا برایم بنویسید.

-آیا لطیفه های ترکی به "آذری ها"مربوط می شود؟

-آیا آذری ها ترک هستند؟

-نام راستین جمهوری آذربایجان چیست؟

-ترکان راستین کدام مردمند؟

-فلسفه و پیشینه ی لطیفه سازی برای ترکان چیست؟

-پیشینه و نژاد راستین آذری ها چیست؟

 

ویک غزل ازسروده های خودم

 

ندوزچشم ملامت به دست خالی من /

که نازک است دل ساده ی شمالی من/

تومهربان دلم باش تازمان وزمین/

غبارغصه نپاشندبرزلالی من /

کویری است دلم ای نگاه شورانگیز/

 ببارنم نم باران به خشکسالی من /

مرابه جادوی چشم نوازشت بنواز/

که التیام بگیرد شکسته بالی من/

چنان به خنده ی مستانه ام شکوفاکن/

که دردهابگریزندازحوالی من/

تورابه حرمت آن لحظه های شیدایی/

ندوزچشم ملامت به دست خالی من/   

                                                                              خرمی    . سپاسگزارم


حافظ

تاریخ ارسال : چهارشنبه چهارم مهر 1386 - , در دسته بندی : با
 

فلک  به  مردم  نادان   دهد   زمام   مراد

تواهل فضلی ودانش همین گناهت بس


کاسپین یاخزر

تاریخ ارسال : سه شنبه سوم مهر 1386 - , در دسته بندی : با

ماایرانی هاآدم های عجیبی هستیم

 

شاید شما هم نمونه هایی سراغ داشته باشید یااز رفتار متناقض بعضی آدم ها احساس شگفتی به شما دست داده باشد اما باید بدانید گونه هایی از این دست بسیار است آنقدر فراوان که می توان گفت "ماایرانی ها نوعاآدم های عجیبی هستیم"در چند سال اخیر ناگهان عرق میهن دوستی ما گل کرد و رگ غیرت ما جنبید و بر سر نام"خلیج فارس"سر وصدای زیادی راه انداختیم .تا آن جا که موسسه های خاطی را به پوزش وادار کردیم -که البته به حق بود و شایسته ی آفرین-اما نقطه ی شگفتی انگیز بی توجهی وبی تفاوتی هم زمان ما به دیگر عناصر وحوادث دیگر فرهنگی است.مانند:فراموشی اسطوره های ملی ازسوی صداوسیمادربرابر معرفی گسترده ی افسانه ها واسطوره های چینی و ژاپنی و رومی و یونانی .یاپدری که نوری زاد و رسانه ی ملی از فردوسی بدبخت-درسریال "چهل سرباز"-  درآوردند.

اما یک نکته ی عجیب دیگر این است که:اصرار داریم دریای زیبای شمال ایران را"خزر" بنامیم درحالی که خزر نامی بیگانه است و جهان این دریا را به نام ایرانی"کاسپین" می شناسد .عرب ها آن را"بحرالقزوین"می خوانند . قزوین عربی شده ی کاسپین است و کاسپین نام مردمی است که از دیرباز در سرزمین ایران می زیسته اند.

اما "خزر"نام مردمی انیرانی(غیرایرانی )است نیمه وحشی وغارتگر-که جایگاه آنان آن سوی این دریا بود.اینان همواره دشمن ایران شمرده می شدند. بارها از دریا گذرکردندوبرما تاختندودستشان به غارت دراز  شد.عجیب تر این که:جایی که اکنون "خزرآباد"نامیده می شودرا همین خزرها ویران کردند.

شنیدم وقتی که چند سال پیش رسانه ی ملی نام "دریای مازندران"رابه کار بردازسوی وزارت کشور بخش نامه ای صادرشد که نمی دانم به چه دلیل بر به کار گیری نام انیرانی خزر تاکید داشت.

ما در مازندران وگیلان نام هایی چون "خزرخز – خزرتفلون-و…..میدان خزر-بلوار خزر-خزر شهر وخزرآباد"داریماما مشاهیری چون "بزرگ مهر-علی ربن – مرزبان رستم -طبری-طالب-ابن شهرآشوب-نیما-هدایت-بنان –بدیعی و…"رافراموش کرده ایم.

انشاااگر عمری باشد بازهم از این گونه برایتان خواهم آورد.



تازه ترین نوشتارها

» فولکلور چیست؟ ( سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 )
» نکته ‏ای درباره پیام ‏های وایبری ( سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 )
» ریشه یابی اصطلاح کنایی خاک بر سر ( دوشنبه هفتم مهر 1393 )
» نخستین آواز استاد شجریان ( سه شنبه یکم مهر 1393 )
» مقاله من در فصلنامه فرهنگ مردم و سایت مازند نومه ( چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 )
» آيا مشاهير مازندران را مي شناسيد؟ ( دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 )
» گفت و گوی مازندنومه با من ( دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 )
» کپی رایت*، دغدغه هزارساله در ایران ( چهارشنبه یکم مرداد 1393 )
» قنبردایی، خنیاگری گمنام ( سه شنبه دهم تیر 1393 )
» ز نادان بنالد دل سنگ و کوه ( دوشنبه دوم تیر 1393 )
» قاعده عقل ( سه شنبه بیستم خرداد 1393 )
» واژه دکتر در شعر مولوی ( سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 )